کد خبر: 1360069
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
مرتضی سیمیاری

دو شب قبل، شواهد موجود در میدان حکایت از آن داشت که جنگ در نقطه فعال شدن مجدد قرار داشته و برخی آگاهان نظامی نیز ساعت آغاز آن را پیش‌بینی کرده بودند. پایگاه عملیات روانی آکسیوس هم با پمپاژ بلوف‌های جنگی از یک سو و ترامپ با توئیت‌های همراه با نقشه‌های توهمی از منطقه از سوی دیگر، به فضای موجود ضریب داده بودند. 
در آن شرایط خاص، اتاق عملیات در ایران نیز با دقت بالا تحولات موجود را رصد کرد که نشانه آن کلیر شدن آسمان در برخی نقاط منطقه و کور شدن GPS در خاورمیانه بود. در حالی که همه شواهد نشان می‌داد که جنگ در نقطه آغاز است، روزنامه نیویورک تایمز با انتشار یک سند محرمانه از پنتاگون خبر داد که طبل امریکایی با وجود صدای زیاد توخالی بوده و میل ترامپ به جنگ کمتر از چیزی است که در رسانه‌ها بازتاب یافته است. 
در این سند به این موضوع هم اشاره شده بود که ترامپ در اقدامی قابل توجه، نتانیاهو را از اتاق جنگ بیرون کرده و از پروسه مذاکرات نیز حذف شده است. این خبر اگرچه مشکوک است، نشان می‌دهد که حالا رژیم اسرائیل در پشت در اتاق ایستاده و از ترامپ می‌خواهد دکمه جنگ را یک بار دیگر فشار بدهد، در حالی که ژنرال‌های ارتش امریکا دائم زیر گوش ترامپ می‌خوانند که بار دیگر با طناب پوسیده نتانیاهو در چاه نرود. 
به تعبیر استراتژیست‌های نظامی در امریکا، ترامپ باید نتانیاهو را از کابین خلبان اخراج و التماس او برای خودکشی دونفره را رد کند، زیرا تمام اهداف جنگی موساد (رژیم‌چنج و نابودی هسته‌ای) شکست خورده است. برآورد‌های راهبردی و نظامی پس از جنگ نشان می‌دهد که در طول جنگ اخیر، امریکا نیمی از موشک‌های استراتژیک تاد و پاتریوت خود را برای نجات تل‌آویو از دست داده و خط تولید این دو نیز فلج است. 
البته امریکا فقط توان پوشش پدافندی خود را از دست نداده است. همزمان، بیش از ۱۳ هزار سورتی پرواز از سوی گروهک تروریستی سنتکام با ثبت فاجعه‌بارترین نرخ تلفات (که با سقوط F-۳۵ و F-۱۵ همراه بود) ثبت شد که آماری قابل بحث در کلاس‌های نظامی است. رابرت کیگن، استراتژیست مشهور، نوشته است که امریکا در جنگ کیش و مات شده است. 
در واقع، در این جنگ ایران توانست جنگ عمودی را تغییر وضعیت بدهد و به سوی جنگ افقی با دکترین تاب‌آوری و ضربه متقابل هدایت کند. در این راهبرد، نیرو‌های مسلح ایران با داشتن آدرس‌های دقیق از پایگاه‌های سنتکام، یگان ۸۲۰۰ و مراکز پراکندگی سیا و نیز با پرهیز از هدف گرفتن غیرنظامیان (جنگ اخلاقی)، فرم و نظم راهبردی خود را به رخ کشید. گنبد آهنین متلاشی و پترودلار در خلیج فارس ناکارآمد شد. وضعیت جنگ، اما وقتی سخت‌تر شد که ایران قواعد بازی را هم تغییر داد و تنگه هرمز را «نقطه‌گذاری» و «مقررات‌گذاری» کرد. با عبور گزینشی کشتی‌ها، کشاندن آب‌های بین‌المللی به آب‌های داخلی و قواعد ترانزیتی، تحریم‌های خزانه‌داری امریکا با دیواری از واقعیت جنگ آشنا شد. برخی کارشناسان نظامی مستقل این روز‌ها در شرح و توصیف جنگ رمضان می‌گویند که الهیات نظامی امریکایی‌ها به صورت کامل زیر سؤال رفته و هژمون در حالت اغما است. این شرح آنچنان جدی است که تعدادی دیگر، چون دنی سیترینوویچ معتقدند که ژنرال‌های آمان بار‌ها به نتانیاهو گفته بودند که تخلیه آنی در جنگ با ایران امکان‌پذیر نیست و ادامه این وضعیت، یعنی سوار شدن به خلبان روی جنگنده‌ای که سوخت کافی برای بازگشت را نخواهد داشت. این ادعا با گزارش واشینگتن پست از طرح آتی ایران برای جنگنده‌های متخاصم همخوانی بالایی دارد. 
در این وضعیت که دشمن بار دیگر بحث مذاکره را پیش کشیده است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک نهاد انقلابی و مردمی، در مواضع فرماندهی به نکاتی اشاره کرده که در شرایط موجود با اهمیت و حاوی چند پیام ویژه است. از جمله آنکه مذاکره هم صحنه دیگری از کارزار میدان است و هم تحرکات دشمن در رصد است. اما منظور سپاه از این جملات راهبردی در دوره سکوت نظامی چه بوده و چرا به آن اشاره شده است؟
کنش‌های نیرو‌های مسلح ایران در طول جنگ تحمیلی سوم روشن کرد که برخلاف همه تبلیغات هالیوودی، ارتش تروریستی امریکا کاملاً لخت است. از یک سو مشخص شد اعمال قدرت با بروز خشونت نیز نمی‌تواند اراده تهران را بشکند. از این رو، اگر بتوان روی میز مذاکره پرچم بازنده را دست ترامپ داد، باید از آن استقبال کرد. با این تبصره که اگر امریکایی‌ها پرچم تسلیم شدن را در اسلام‌آباد دست نگیرند، آن را حتماً در تنگه هرمز باید بلند کنند که برای آن روز نیز سپاه برنامه‌ریزی ویژه و خاص کرده است. اما در شرایط موجود، بلند کردن پرچم تسلیم از سوی ترامپ با هزینه کمتر، به صورت طبیعی برای تهران نیز ارزش افزوده بیشتری دارد. 
متأسفانه برخی در فهم این موضوع دچار کج‌فهمی شده‌اند و گمان می‌کنند که نیرو‌های مسلح ایران گزینه دیپلماتیک را بر نظامی ترجیح می‌دهند، در حالی که در تهران مسئله آن است که پرچم تسلیم را امریکا در کوتاه‌ترین زمان در دست بگیرد و از منطقه بیرون برود. 
امروز در تهران، استراتژیست‌های امنیت ملی در حال ایجاد تغییرات خاموش در منطقه هستند؛ جایی که انور قرقاش در شرح آن با کنایه به قطری‌ها گفته است که در پاسخ به این محرک‌ها نمی‌توان روی نقطه خاکستری ایستاد. در «جنگ راهبرد‌ها و اراده‌ها»، آن‌که بامش بیش باشد، برفش بیشتر است!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار